ميرزا محمد حيدر دوغلات

485

تاريخ رشيدى ( فارسي )

و بسيارى از ايشان را به قتل رسانيد و يك بار به قليماق مصاف داد مظفر و منصور شد . بعد از اين وقايع فى الجمله در كار و بار سلطنت منصور خان نظامى پيدا شد . اين همه به راى و رويت مير جبار بيردى بود . در اواخر حال ، باباجاق سلطان با توابع از وى جدا شده به كوسن آمد . منصور خان متعاقب آمد و محاصره كرد ، فى نفسه مقصودش استيصال باباجاق سلطان نبود . التماس صلح نمود . وى در جواب گفت كه ايمن خواجه سلطان نيز برادر بود ( 225 پ ) و آن را چون بيگانه كشتى . به كدام اعتماد توانم با تو صلح كرد ؟ و ايمن خواجه سلطان بنياد فتنه كرده بود منصور خان به ياركه اتكه حكم فرمود كه به قتل آرد . وى را در زمين كندى نگاه داشته بود كه مذكور شده است . و چون باباجاق سلطان واقعه ايمن خواجه سلطان را گفت ، ياركه اتكه ديد كه خان نيك مضطر شده است . به عرض رسانيد كه من چنين گستاخى كردم و خلاف حكم ورزيده . منصور خان ياركه اتكه را بسيار بنواخت . ايمن خواجه سلطان را آورده با « 1 » باباجاق سلطان تسليم نمودند و صلح كردند . منصور خان برگشت ، ايمن خواجه سلطان به كاشغر آمد كه به شرح مذكور شده است و باباجاق سلطان در كوسن ماند . الى يومنا همانجاست . بعد از اين وقايع مذكور ، آمد شد ايلچيان خان به منصور خان ، ابتداى آشتى شد . منصور خان از طرفان و كوسن و باى « 2 » آمد و مير جبار بيردى را پيشتر پيش خان فرستاد و در صحراى ارباط 539 ملاقات كردند كه مشروح مىگردد . « 3 » ذكر در ولادت اسكندر سلطان در جمادى الاخرى سنه احدى عشرين و تسعمايه ، 540 درخت خانيت در باغ دولت فرخنده آثار ، « 4 » ميوه مراد بار آورد و از تخم آرزو كه دهقان اميد در كشت‌زار ، فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ، 541 افشانده بود دخل إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ 542 به حصول پيوست . بيت : گرامى درّى از درياى شاهى * چراغى روشن از نور الهى

--> ( 1 ) . نب : - با . ( 2 ) . نگ : - باى . ( 3 ) . نگ : + فصل پنجاه و پنجم . ( 4 ) . نگ : - در باغ دولت فرخنده آثار .